سفر به ترکیه 14 - جزیره پرنسس - بیوک آدا - فرودگاه

صبح ساعت حدود 9 از هتل زدیم بیرون .

مسیر رو می دونستیم . با یه مسیر تراموا به مقصد که کاباتاش بود رسیدیم .

از اونجا نفری 3 تله دادیم و سوار کشتی شدیم .

چون روز شنبه بود و هزینه هم نسبتا از کشتی سری قبل کمتر بود ، از همه قشری توی کشتی میدیدی .

مخصوصا خود ترکها خیلی زیاد بودند .

تقریبا 2 ساعت طول کشید که به جزیره پرنسس رسیدیم .

این جزیره بزرگترین جزیره هست . در طول مسیر دولما باغچه و قلعه دختر خلیج طلایی رو دیدیم .

که هرکدوم یه داستان مفصل داره و تاریخچه اش خیلی قدیمی هست .

درمورد قلعه دختر توضیح بدم که ، مربوط می شه به قرن ها ی قبل .

یه کاخ زیبا دقیقا وسط آب .

می گن پادشاهی بوده که بهش می گن دخترت توی سن 18 سالگی دراثر نیش مار میمیره .

شاه هم برای اینکه از گزند دور باشه ، می آد وسط دریا یه قلعه می سازه .

و دخترش رو می بره اونجا .

یه روز یه سبد انگور برای شاه هدیه فرستاده می شه .

ظاهرا توی این سبد یه مار مخفی شده بوده .

که دختر شاه رو نیش می زنه و می کشدش .

البته روایت های مختلفی داره که از حوصله و وقت خارجه ، توضیح دادنش .

خلاصه تقریبا ساعت 12.20 رسیدیم پرنسس .

بزرگترین جزیره استامبول .

خیلی زیبا بود .

همون بدو ورود یه زن و شوهر بودن که یکیشون ویولن می زد و اون یکی هم دایره زنگی و گاهی هم تیمپو . خیلی آهنگ قشنگی بود .

بعد هم یه میدون کوچول داشتن که دوچرخه کرایه می دادن .

ما تصمیم گرفتیم طول مسیر رو پیاده طی کنیم .

کوچه های تنگ و باریک ، که وقتی رد می شدی به خاطر وجود درخت های زیاد و دریا ، نسیم خیلی خنکی به صورتت می خورد .

توی این جزیره اصلا ماشین وجود نداره .

همه مردم از دوچرخه ، گاری ، کالسکه و وسایل مشابه استفاده می کنن .

ما تقریبا همه جزیره رو پیاده دور زدیم .

خیلی زیبا بود و آرامش عجیبی داشت .

بعد هم اومدیم توی یکی از خیابونها نهار کباب ترکی خوردیم .

از اونجا هم پیاده به سمت ساحل حرکت کردیم .

یکم نشستیم و بعد رفتیم یکی از کافی شاپ های ساحل نشستیم و چای خوردیم .

دو تای چای دیشلمه ، توی استکانهای کمر باریک که توی یه ساحل آروم بصورت کاملا دونفره خورده بشه .

خیلی حال داد .

اولین کشتی ساعت 3 حرکت می کرد .

ما بااولین کشتی به سمت ایستگاه اول حرکت کردیم .

ساعت 5 کاباتاش بودیم .

با یه مترو رفتیم تکزیم .

یه دور خیابون استقلال رو از بالا تا پایین رفتیم و در بین راه دوتا بامیه خریدیم .

بعد هم سوار مترو شدیم و بامترو اومدیم فاتح .

اخه یه روتختی دیده بودیم که فراری بود قیمتش 60 تله بود .

گفتیم برای داداشی بخریمش .

متاسفانه وقتی رسیدیم که فروشگاه بسته شده بود .

به سمت مرکز هیستوریا که فقط لباسهای مارک داشت حرکت کردیم .

برای خرید یه بلوز برای دادشی خیلی اذیت شدیم .

آخه اون هرچیزی رو نمی پوشه .

رفتیم و از نمایندگی کلونز یا یه همچین چیزی ( الان حضور ذهن ندارم )  براش یه بلوز خریدیم .

بعد هم اومدیم برای شام .

شام هم یه چیزی شبیه جوجه کباب خودمون خوردیم با مخلفات : برنج ، سالاد ، فلفل کبابی ، ......................

بعد هم اومدیم هتل ساک ها رو بستیم و خوابیدیم .

.

.

.

.

یکشنبه 9 می :

ساعت 5.5 از خواب بیدارشدیم و ساعت 6.5 لابی منتظر سی تراولمون بودیم .

هواپیما ساعت 9.5 پرید و ما ساعت 2 به وقت تهران ، فرودگاه امام بودیم .      

خوشبختانه ما از نظر وزنی مشکلی نداشتیم .

هرنفر می تونه 30 کیلو بارداشته باشه ، که ما دونفری باهم کلا 38 کیلو بار داشتیم .

از کمرک به راحتی گذشتیم .

اما بعضی ها جریمه اساسی شدن .

از 100 تا 600 تومن .

تا ساعت 6.45 فردوگاه امام بودیم .

توی این فاصله بارها رو دادیم امانت و رفتیم نماز خونه استراحت کردیم .

وقتی بیدارشدیم چای خوردیم و بعد هم رفتیم بوف غذا خوردیم .

که این تنها غذایی هست که من ازش عکس نگرفتم .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بعد هم مهرآباد ...............

الان هم توی سالن پرواز منتظر هستیم .

تابعد .

 

 

 

/ 10 نظر / 551 بازدید
مهر

رسیدن به خیر خاله جون[قلب]

ندا

سلام خانمی رسیدن بخیر. امیدوارم بهت خیلی خوش گذشته باشه نوشتن هرروزت باعث شد ماهم باهات سفر کنیم خیلی خوب بود سفرنامه ات و ممنون. [ماچ]

لیلا

سلام مهلا جان خوش اومدی عکسات رو سریع بزار مخصوصا عکس غذاها رو [خوشمزه]

رضا

سلام رسیدن یخیر همیشه به سفر و سیاحت . خوش باشین

قیفی

خوش اومدي خانوم .رسيدن به خير.لطفا پست بعدي عكس داشته باشه[قلب]

قیفی

كجايي پس؟

ما نسل سومی ها

سلاااااااااااااااااام خوفی؟ خب می بینم که برگشتین فکر کنم الان در حال توزیع سوغاتی ها هستین[نیشخند]

×دختر کره ای×

سلام مهلا جون خب به سلامتي برگشتين ديگه.. واي عج جاهايي رفتين ...كلي بهتون خوش گذشتا...ايشالا هميشه به گردش و تفريح. پيش منم بيا

ما نسل سومی ها

سلااااااااااااااام خوفی؟ آپیـــــــــــــــــــــــــــدم بدوووووووووو بیااااااااااااااااااا[گل]

ما نسل سومی ها

سلااااااااااااااام خوفی؟ آپیـــــــــــــــــــــــــــدم بدوووووووووو بیااااااااااااااااااا[گل]